مفهوم شناسي، تولي و تبري
مفهوم شناسي ، تولي و تبري
تولّي در لغت به معناي دوستي كردن، وليّ قرار دادن و ولايت دادن، كاري را به عهده گرفتن، دوستي و محبّت[۱] و تبرّي به معناي بيزاري جستن، بيزار شدن، بيزاري[۲] آمده است. واژه تولّي گاه بدون حرف «عَن» و گاه با «عَن» استعمال مي شود، در صورتي كه بدون حرف (عن) استعمال شود به همان معناي لغوي، يعني دوست دانستن كسي و پيروي كردن از او و وليّ گرفتن وي و ياري رساندن به او ذكر شده و در صورتي كه با حرف «عَن» به كار رود به معناي روي گرداندن است.
اين واژه در قرآن كريم در بيشتر موارد به معناي برگشتن و پشت كردن آمده است.[۳] ولي در آياتي نيز به معناي اول به كار رفته است؛ به عنوان مثال خداوند در اين آيه مي فرمايد: اي كساني كه ايمان آورده ايد، يهود و نصاري را دوست و تكيه گاه خود انتخاب نكنيد، آن ها اولياي يكديگرند و كساني كه از ما با آنان دوستي كند از آن ها هستند، خداي سبحان جمعيت ستمكار را هدايت نمي كند.[۴]
و در منابع شيعي تولّي به معناي دوست داشتن، تصديق و تبعيّت و پذيرش ولايت خدا و پيامبر و ائمه (ع) است. از جمله آياتي كه براي اين معنا، به آن استشهاد شده است آيه ۵۵ و ۵۶ سوره مائده است كه مي فرمايد: «انّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين آمنوا الذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزكاة و هم راكعون و من يتول اللّه و رسوله و الّذين آمنوا فانّ حزب اللّه هم الغالبون؛[۵] سرپرست و وليّ شما فقط خدا است و پيامبر او و كساني كه ايمان آوردهاند همان هايي كه نماز را برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند و كساني كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند پيروزند؛ زيرا حزب و جمعيت خدا پيروز است». در تفاسير، مصداق مؤمناني كه در نماز در حال ركوع زكات مي دهند، را علي بن ابي طالب(ع) مي دانند و با استناد به اين آيه تنها وليّ و سرپرست و رهبري مادي و معنوي انسان و كسي كه در امور انسان تصرّف مي كند خدا و پيامبر و علي ابن ابيطالب است و در آيه بعد مي گويد: كسي كه ولايت و سرپرستي خدا و پيامبر(ص) و افراد با ايمان، يعني ائمه(ع) را بپذيرد پيروز خواهد بود.
تولي و تبري از اصول يا فروع دين
اصل حبّ و بغض امر قلبى، جزو عقائد و داخل در ايمان است، دوستى خدا و دوستي با دوستان خدا ( انبياء، ملائكه، جانشينان انبياء و مؤمنان) و دشمنى با دشمنان خدا (مشركان، منافقان، كافران، معاندان و دوستي با دشمنان دوستان خدا)، جزو عقايد است، اما ترتيب آثار محبت و عداوت در خارج از فروع دين است و از واجبات شرعى است، چنان چه فقها در كتب فقهي تولي و تبري را از فروع[۶] دين شمرده اند.[۷]
به عبارت ديگر دو عنوان مطرح مي شود: يكى نفس حبّ و بغض و ديگر اظهار دوستى و دشمنى، امّا نفس حبّ و بغض امرى است قلبى و جزو ايمان است حتّى از امام صادق(ع) پرسيدند: دوستى و دشمنى از ايمان اند؟ فرمود: آيا ايمان غير از دوستى و دشمنى است؟[۸] ولي اظهار دوستي و دشمني جزو فروع دين مي باشد.
فلسفه تولّي و تبرّي
خداوند متعال فلسفه تولي و تبري را در قرآن اين گونه بيان مي كند: “حكومت آسمانها و زمين خاص خدا است، زنده مىكند و مىميراند و شما را جز او سرپرست و ياورى نيست”[۹] در ذيل اين آيه حكمى را كه آيه قبلى[۱۰] بر آن دلالت مىكرد، چنين تعليل مىكند كه اگر از دوستى با دشمنان خدا نهى نموده و گفتيم كه بايد از آنان بيزارى بجوئيد، براى اين است كه جز خداى سبحان كسى ولى و ياور حقيقى نيست، و اين معنا براى مؤمنان وجدانى شده، پس وجدان و ايمان خود آنان بايد ايشان را بر آن بدارد كه تنها نسبت به او و يا وليى از اولياى او كه خود او اجازه داده باشد تولى داشته باشند، و به غير ايشان به هيچ يك از دشمنان او هر كه باشد دوستى و تولى نورزند. علاوه بر اين در ابتداي آيه بيان مىكند كه چرا ولى و ناصرى جز خدا نيست، و مىفرمايد: جهتش اين است كه تنها كسى كه مالك همه چيز است و مرگ و حيات به دست او است، خداوند است و معلوم است كه غير از چنين خدايى كه يگانه مالك و مدبر عالم است ولى و ناصرى نيست. از همين بيان عمومى و علت عمومى كه در اين آيات مورد بحث آمده به خوبى روشن شد كه حكم مورد بحث اين آيات نيز عمومى است؛ يعنى اگر در اين آيات حكم به وجوب تبرى از دشمنان خدا و حرمت دوستى با آنان نموده، اين حكم اختصاص به يك نحو دوستى و يا دوستى با يك عده معينى ندارد، بلكه همه انحاء دوستى را شامل مىشود، خواه تولى به سبب استغفار باشد يا به غير آن و خواه دشمن، مشرك يا كافر و يا منافق و يا غير آنها از قبيل اهل بدعتى كه منكر آيات خدا هستند باشد و يا نسبت به پارهاى از گناهان كبيره از قبيل محاربه با خدا و رسول اصرار داشته باشد.[۱۱]
تولي و تبري سبب رشد و تكامل معنوي
از آن جايي كه هر جنسي به جنس خود تمايل دارد و از غير جنس خود گريزان است، انساني كه تولّي اولياء الهي و تبرّي دشمنان آن ها را با عمق جان به دست آورد خود را به ويژگي هاي مثبت اولياء الهي مي آرايد و از زشتي دشمنان آنها دوري مي كند و در قيامت نيز با اولياي الهي محشور مي شود؛ از اين رو پيامبر اسلام (ص) فرمود: هر كه بندهاى را در راه خدا دوست مىدارد، پس به يقين خدا را دوست داشته است. و هر كه خدا را دوست مىدارد، خدا هم او را دوست مىدارد.[۱۲]
انسان با محبوب خود همراه است و با او محشور مي شود و اين همراهي در عمل به همراهي با آن ها در رفتار منتهي خواهد شد. روايتي كه از اميرالمومنين (ع) نقل شده گوياي اين مطلب است: ايشان مي فرمايد: هر كس ما را دوست داشته باشد با ما خواهد بود، و اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد خدا او را با آن محشور خواهد ساخت.[۱۳]
آثار نيك تولي و تبري
انساني كه داراي تولّي و تبرّي است از سويي با انسان هايي كه داراي اين ويژگي هستند متحد شده و در پرتو اتحاد، انسجام اجتماعي ايجاد شده كه نتيجه آن پيروزي است و از سويي با تبرّي با دشمنان حق نزديك نشده و آن ها را به اسرار خود راه نمي دهد و در نتيجه بيگانگي با دشمن را حفظ و به صورت بيگانه با او برخورد مي كند كه پي آمد آن مصونيت از آفات و آسيب هاي دشمنان است؛ از اين رو قرآن كريم مي گويد: اولاً كفار را اولياء اتخاذ نكنيد و ثانياً آن ها را بطانة و آگاه به اسرار خود قرار ندهيد و ثالثاً بدانيد كسي كه با آنها دوستي كند از آن ها خواهد بود. پس دوري از آن ها ضروري است. قرآن مي فرمايد:[۱۴] اي كساني كه ايمان آورده ايد، محرم اسرار از غير خود انتخاب نكنيد، آن ها از هرگونه شرّ و فسادي درباره شما كوتاهي نمي كنند، آن ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد، نشانه هاي دشمني آنان از دهان و كلامشان آشكار شده و آن چه در دلهايشان پنهان مي دارند از آن مهم تر است. ما آيات و راه هاي پيشگيري از شرّ آنها را براي شما بيان كرديم اگر انديشه كنيد.[۱۵]
جايگاه تولي و تبري در قرآن
خداوند متعال در مورد تولي و تبري مي فرمايد: كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، به زودي خداوند رحمان براي آنان محبتي (در دلها) قرار مي دهد.[۱۶]
گرچه مسلم است كه اين آيه، مربوط به همه ايمان آورندگان است، ولي مفسران شيعه و سني، شأن نزول اين آيه را درباره علي بن ابيطالب (ع) دانسته اند. سبط بن جوزي در ذكر فضايل آن حضرت از ابن عباس نقل كرده: «و هذا الود جعله الله لعلي (ع) في قلوب المؤمنين»، خداوند اين دوستي در دل مؤمنان را براي علي (ع) قرار داده است.
علامه اميني در كتاب الغدير، بسياري از منابع و مصادر اين مطلب را از كتب اهل سنت آورده است و نيز از مجمع البيان نقل كرده كه ابن عباس در باره علي (ع) گفته است: مؤمني نيست مگر آن كه در قلبش محبت آن حضرت وجود داشته باشد.
وي از تفسير ابو حمزه از امام باقر(ع) نقل كرده كه رسول خدا (ص) به علي (ع) فرمود، بگو: خدايا براي من نزد خودت عهد و پيماني قرار بده و محبت مرا در دل هاي مؤمنان زياد كن. در ادامه حديث آمده است كه علي (ع) پس از آن كه اين دعا را نمود، آيه زير نازل شد. خداوند متعال فرمود: اي رسول! بگو من هيچ پاداشي از شما به ازاي رسالتم درخواست نمي كنم، جز دوست داشتن نزديكانم. و هر كس عمل نيكي انجام دهد بر نيكي اش مي افزاييم.[۱۷]
ابو حمزه ثمالى در تفسير خود روايت كرده، مي گويد: عثمان بن عمير از سعيد بن جبير از عبد اللَّه بن عباس روايت مي كند هنگامى كه رسول خدا (ص) وارد مدينه شد، و اساس اسلام را استوار فرمود، انصار گفتند: خدمت رسول خدا (ص) برويم و به او بگوئيم اگر لازم داشته باشى، اموال ما در اختيار تو است هر فرمانى درباره آن بدهى هيچ مانع و اشكالى در بين نيست، انصار خدمت حضرت رفتند و اين اظهار را نمودند، و به دنبال آن اين آيه نازل شد «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى» حضرت آيه را بر آنان خواند و فرمود: پس از من نزديكان مرا دوست داشته باشيد، انصار از خدمت حضرت بيرون رفتند در حالى كه تسليم فرمان او بودند.[۱۸]
مفسران در تفسير اين آيه بحث هاي فراواني دارند كه روي هم رفته براي آيه چهار تفسير معروف وجود دارد:
۱- منظور از ذوي القربي، نزديكان پيامبر (ص) است و محبت آنها وسيله اي است براي قبول امامت و رهبري ائمه معصومين (ع) از دودمان آن حضرت و پشتوانه اي بر اداي رسالت.
جمعي از مفسران سني و تمام مفسران شيعه اين معنا را برگزيده اند.
۲- منظور اين است كه اجر و پاداش رسالت، دوست داشتن اموري است كه شما را به «قرب الهي » دعوت مي كند.
اين تفسير كه جمعي از مفسران اهل سنت آن را انتخاب كرده اند، به هيچ وجه با ظاهر آن سازگار نيست؛ زيرا در اين صورت، معناي آيه چنين مي شود كه از شما مي خواهم كه اطاعت الهي را دوست بداريد و مودّت آن را به دل بسپاريد، در حالي كه بايد گفته شود، من از شما اطاعت الهي را مي خواهم نه مودت اطاعت را.
علاوه بر اين، در ميان مخاطبين آيه، كسي وجود نداشت كه دوست نداشته باشد به خدا نزديك شود. حتي مشركان نيز علاقه داشتند كه به خدا نزديك شوند و اصولا عبادت بت ها را وسيله اي براي اين كار مي پنداشتند.
۳- منظور اين است كه شما بستگان خودتان را به عنوان پاداش رسالت دوست بداريد و صله رحم به جا آوريد.
با اين تفسير، هيچ تناسبي ميان رسالت و پاداش آن وجود ندارد؛ زيرا دوست داشتن بستگان خود، چه خدمتي به پيامبر (ص) مي تواند باشد؟ و چگونه ممكن است اجر رسالت قرار داده شود؟!
۴- منظور اين است كه پاداش من اين است كه خويشاوندي مرا نسبت به خود محفوظ داريد و به خاطر اين كه با اكثر قبايل شما رابطه خويشاوندي دارم، مرا آزار ندهيد (زيرا پيامبر (ص) از طريق نسبي با قبايل قريش ارتباط داشت و از طريق سببي (ازدواج) با بسياري از قبايل ديگر و از طريق مادر با جمعي از مردم مدينه از قبيله بني النجار و از طرف رضاعي به قبيله بني سعد).
اين تعبير بدترين معنايي است كه براي آيه شده است؛ زيرا درخواست اجر رسالت از كساني است كه رسالت او را پذيرا شده اند و هر گاه كساني رسالت را پذيرا شوند، ديگر نيازي به اين بحث ها نيست. آنها پيامبر (ص) را به عنوان فرستاده الهي احترام مي گذارند، و ديگر احتياجي ندارد كه به خاطر قرابت و خويشاوندي اش او را محترم بشمارند؛ زيرا احترام ناشي از پذيرش رسالت ما فوق همه اين ها است.
در واقع اين تفسير را بايد از اشتباهات بزرگي شمرد كه دامان بعضي از مفسران را گرفته و مفهوم آيه را به كلي مسخ كرده است.
در اين جا، براي اين كه حقيقت محتواي آيه روشن تر شود، بهترين راه آن است كه از آيات ديگر قرآن كمك گرفته شود. قرآن مجيد مي فرمايد:
الف: پيامبران مي گفتند: پاداشي از شما در برابر دعوت رسالت نمي خواهيم و پاداش ما تنها بر پروردگار عالميان است[۱۹] و در مورد شخص پيامبر اسلام (ص) نيز تعبيرات مختلفي ديده مي شود.
ب: در جايي ديگر خداوند متعال مي فرمايد: بگو پاداشي را كه از شما خواستم، تنها به سود شما است. اجر و پاداش من فقط بر خداوند است. [۲۰]
ج: خداوند متعال مي فرمايد: بگو من در برابر ابلاغ رسالت هيچ گونه پاداشي از شما مطالبه نمي كنم، مگر كساني كه بخواهند راهي به سوي پروردگارشان برگزينند..[۲۱]
د: در سوره ص خداوند متعال مي فرمايد: من از شما پاداشي نمي طلبم و چيزي بر شما تحميل نمي كنم.[۲۲]
هر گاه اين آيات با آيه مورد بحث كنار هم گذاشته شود، نتيجه گيري از آن آسان است. در يك جا به كلي نفي اجر و مزد مي كند. در جاي ديگر مي گويد: من تنها پاداش از كسي مي خواهم كه راهي به سوي خدا مي جويد و در مورد سوم مي گويد: پاداشي را كه از شما خواسته ام، براي خود شما است.
و بالاخره در آيه مورد بحث مي افزايد: مودّت در قربي پاداش رسالت من است؛ يعني من پاداشي از شما خواسته ام كه اين ويژگي ها را دارد. مطلقا چيزي نيست كه نفعش به من برسد، صددرصد به سود خود شما است و چيزي است كه راه شما را به سوي خدا هموار مي سازد.[۲۳]
جايگاه تولي و تبري در روايات
احاديث بسيار فراواني در كتب اسلامي اعم از شيعه و اهل سنت در زمينه تولي و تبري آمده است، در اينجا به بخشي از اين احاديث كه از كتب مختلف گلچين شده، اشاره مي شود:
۱- در روايت معروف «بني الاسلام …» كه از طرق متعدد با تفاوت مختصري از معصومان(ع) نقل شده، اين موضوع به خوبي منعكس شده است، از جمله در حديثي كه يار وفادار امام باقر (ع) «زراره » از آن حضرت نقل كرده، آماده است: اسلام بر پنج پايه بنا شده: بر نماز و زكات و حج و روزه و ولايت ، زراره مي گويد: عرض كردم: كدام يك از اينها افضل است؟ فرمود: ولايت افضل است؛ زيرا كليد همه آنها است، و والي و رهبر الهي راهنما به سوي چهار اصل ديگر است.[۲۴]
از اين تعبير به خوبي استفاده مي شود كه ولايت و اقتدا به اولياء الله سبب احياء ساير برنامه هاي ديني و مسايل عبادي و فردي و اجتماعي است و اين اشاره روشني به تأثير مسئله ولايت در امر تهذيب نفوس و تحصيل مكارم اخلاق مي باشد.
۲- در حديث ديگري از امام علي بن الحسين (ع) نقل شده است: هنگامي كه خداوند متعال اقوام اولين و آخرين را (در قيامت) جمع ميكند، ندا دهنده اي، به گونه اي كه به گوش همه مردم برسد، ندا مي دهد و مي گويد: كجا هستند آنهايي كه به خاطر خدا همديگر را دوست داشتند، در اين هنگام گروهي از مردم بر مي خيزند و به آنها گفته مي شود، بدون حساب به سوي بهشت برويد! در اين موقع فرشتگان الهي از آنها استقبال مي كنند، مي گويند به كجا مي رويد؟ مي گويند: بدون حساب به بهشت! مي گويند شما از كدام گروه مردم هستيد؟ مي گويند ما كساني هستيم كه به خاطر خدا يكديگر را دوست مي داشتيم، مي گويند، اعمال شما چه بود؟ مي گويند ما به خاطر خدا گروهي را دوست مي داشتيم و به خاطر خدا گروهي را دشمن مي داشتيم، فرشتگان مي گويند: چه خوب است پاداش عمل كنندگان.[۲۵]
۳- در حديث ديگري از پيغمبر اكرم (ص) چنين آمده است: اگر دو بنده از بندگان خدا يكديگر را به خاطر خدا دوست بدارند، يكي در مشرق باشد و ديگري در مغرب، خداوند آن دو را در قيامت در بهشت كنار هم قرار مي دهد، و فرمود: برترين اعمال حب في الله و بغض في الله است.[۲۶]
۴- در حديث قدسي خداوند متعال به موسي (ع) فرمود: آيا هرگز عملي براي من انجام داده اي؟ موسي عرض كرد: آري! براي تو نماز خوانده ام، روزه گرفته ام، انفاق كرده ام و به ياد تو بوده ام. فرمود: اما نماز براي تو نشانه (ايمان) است، و روزه سپر آتش، و انفاق سايه اي در محشر، و ذكر خدا نور است. اي موسي! كدام عمل را براي من به جا آورده اي؟ عرض كرد خداوندا! خودت مرا در اين مورد راهنمايي فرما! فرمود: آيا هرگز به خاطر من كسي را دوست داشته اي، و به خاطر من كسي را دشمن داشته اي؟ (در اينجا بود كه) موسي (ع) دانست برترين اعمال حب في الله و بغض في الله (دوستي براي خدا و دشمني براي خدا) است.[۲۷]
[۱]. معين، محمد، فرهنگ معين، ص ۱۱۷۰٫
[۲]. همان، ص ۱۰۲۲٫
[۳]. راغب اصفهاني، مفردات راغب، ص۵۳۴٫
[۴]. مائده، ۵۱، «يا ايّها الّذين آمنوا لاتتخذوا اليهود و النصاري اولياء بعضهم اولياء بعض و من يتولّهم منكم فانّه منهم انّ اللّه لايهدي القوم الظالمين؛
[۵]. جهت مطالعه بيشتر به سايت حوزه نت مراجعه شود.
[۶]. طيب، سيد عبد الحسين، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج ۶، ص ۲۹۶، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸٫ (نماز، روزه، خمس، زكاة، حج، جهاد، امر بمعروف و نهى از منكر و تولّى و تبرّى).
[۷]. همان.
[۸]. كليني، الكافي، ج ۲، ص ۱۲۵، ناشر، اسلاميه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش.
[۹]. مائده، ۱۱۶٫
[۱۰]. توبه، ۱۱۳، پيغمبر و مؤمنان را نرسد كه براى مشركان از خدا آمرزش بخواهند هر چند اقوامشان بوده باشند، اين پس از آن است كه مشركان مرده باشند و بر مؤمنان ثابت شده باشد كه آنها اهل آتش هستند.
[۱۱]. طباطبايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، ترجمه موسوي همداني، محمد باقر، ج ۹، ص،۵۴۳ ، دفتر انتشارات اسلامي، قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.
[۱۲].امام صادق (ع)، مصباح الشريعة، ترجمه، گيلانى، عبد الرزاق، ص، ۵۸۶، ناشر، پيام حق، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۷ ش.« قال رسول اللَّه (ص): المرء مع من احبّ، فمن احبّ عبدا في اللَّه فانّما احبّ اللَّه تعالى، و لا يحبّ عبد اللَّه إلّا احبّه اللَّه.
[۱۳]. صدوق، الامالي، ص،۲۱۰، انتشارات كتابخانه اسلاميه، سال ۱۳۶۳ ش، (َ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَه).
[۱۴]. مائده، ۵۱٫
[۱۵]. آل عمران، ۱۱۸«يا ايّها الذين آمنوا لاتخذوا بطانة من دونكم لايألونكم خبالا ودوّا ما عنتم قد بدت البغضاء من افواهم و ما تخفي صدورهم اكبر قد بيّنا لكم الآيات ان كنتم تعقلون جهت اطلاعات بيشتر به سايت حوزه نت مراجعه شود
[۱۶]. مريم، ۹۶، «ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا».
[۱۷]. شوري، .۲۳
[۱۸]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ج ۹، ص۴۴، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، ۱۳۷۲٫
[۱۹]. شعرا، ۱۸۰٫
[۲۰]. سبا، ۴۷٫
[۲۱]. فرقان، ۵۷٫
[۲۲]. ص،۸۶٫
[۲۳]. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، ج ۲۰ ، ص ۴۰۳-۴۱۰، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش: جهت اطلاعات بيشتر به سايت حوزه نت مراجعه شود
[۲۴]. كليني كافي، ج ۲، ص ۱۸، ناشر، اسلاميه، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۲ ش.
[۲۵]. همان، ج ۲، ص ۱۲۶٫
[۲۶]. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۶۶، ص ۲۵۲، نشر، اسلامية، تهران، سال چاپ، مختلف، نوبت چاپ، مكرر،
برچسب: ،
ادامه مطلب


















